انواع بازاریابی

انواع بازاریابی که در شرکت ها پیاده سازی و اجرایی می گردد، عبارتند از:


بازاریابی و فروش سیستماتیک FG360انواع بازاریابی در ایران - بازاریابی

بازاریابی عصبی

بازاریابی اینترنتی

بازاریابی سبز

بازاریابی خدمات

بازاریابی اجتماعی

بازاریابی پارتیزانی

بازاریابی تلفنی

بازاریابی صنعتی

بازاریابی مستقیم

بازاریابی شبکه ای

بازاریابی حسی

 

انواع بازاریابی که در کشورهای مختلف مورد استفاده قرار می گیرند، متفاوتند و بسیار متنوع هستند. اما باید دید که روش های مختلف و انواع بازاریابی را مدیران با چه هدفی دنبال می کنند.

هدف اصلی مدیران و مالکین شرکت ها از طی کردن انواع بازاریابی در شرکت ها، ایجاد یک برند قوی یا یک برند معروف یا مواردی از این دست است. همه متخصصین مدیریت بازاریابی می دانند که فروش در سایه بازاریابی حاصل می شود و در صورتی که کلیه فرایند های مربوط به بازاریابی از قبیل ، تحقیقات بازاریابی ، شناسایی نیازها و خواست های مشتریان و در نهایت روش های کسب رضایت مشتریان باید به درستی طی شود تا از شرکت شما یک برند با هویت مثبت در ذهن مشتریان تشکیل گردد.

اما چگونه می توان مطمئن بود که مسیری را که مدیران شرکت در آن گام نهاده اند، به سمت و سوی درستی پیش می رود. روشی که بتوان به این قطعیت رسید که انواع بازاریابی به درستی در شرکت مورد استفاده قرار گرفته است و همچنین اهداف مدیران در نیل به یک برند قوی در جامعه محقق می گردد، از طریق تحقیقات بازاریابی جامع در میان بازار هدف دست یافتنی است. البته ضروری است که ما پس از انجام تحقیقات بازاریابی صحیح و دقیق جهت بکارگیری انواع بازاریابی (با روش های علمی) ، برنامه استراتژی بازاریابی و بلند مدت و همچنین برنامه های کوتاه مدت برای مدیریت بازاریابی سازمانی خود تدوین کنیم.

انواع بازاریابی - kind of marketing

برخی مفاهیم و انواع بازاریابی عبارتند از:
بازاریابی درخواست به اقدام Call to Action Marketing

این بازاریابی بخشی از بازاریابی درون سیستمی است که در داخل وب سایت از طریق بنر، متن یا یک تصویر اتفاق می افتد، این ابزارها، تلاش می نمایند تا فرد را به کلیک بر روی آن ترغیب نموده وارد دالان ارتباط با سایت گردد که نهایتاً به یک فروشگاه آنلاین ختم شده و آن را به فروش تبدیل نماید.

بازاریابی Alliance Marketing

بدین معنا که چند شرکت که با یکدیگر بر سر منابع خویش ائتلاف نموده تا یک محصول یا خدمت ترویج نموده و به فروش برسانند. در این حالت، نه تنها سود بیشتری برای سهامداران خویش ایجاد مینمایند، بلکه سهم بازار خویش را نیز افزایش و تاثیری بیشتری بر بازار خواهند داشت.

بازاریابی گاز انبری Ambush Marketing

شناسایی و حضور در محل کمپین برندینگ یک شرکت، برای انجام تبلیغات در خصوص یک برند دیگر، بدون پرداخت هیچ مبلغی به عنوان اسپانسر به شرکت برگزارکننده آن کمپین ، که این امر موجب کاهش ارزش سرمایه گذاری بر آن کمپین ازنقطه نظر اسپانسرها می گردد.

بازاریابی محدود Close Range Marketing

این نوع بازاریابی را بازاریابی از نوع نزدیک Proximity Marketing نیز میگویند. از تکنولوژی هایی نظیر Wi-Fi یا Bluetooth در جهت ترویج محصولات و خدمات در نزدیکی محل حضور مشتریان بهره می گیرد.

بازاریابی اَبری Cloud Marketing

این گونه بازاریابی در مورد بازاریابی در فضای وب است، جایی که تمام منابع و امکانات بازاریابی تحت شبکه آنلاین جابجا می گردد و مخاطبین در فرایند این نوع بازاریابی قادر به توسعه، اصلاح، استفاده و یا به اشتراک گذاری آن هستند.

بازاریابی مشارکتی Affinity Marketing

بازاریابی مشارکتی Partnership Marketing نیز خوانده می شود،این تکنیک سبب ایجاد یک رابطه عمیق بین برندهای مکمل می گردد، از سوی دیگر این استراتژی مشارکتی دارای منافع بر هر دو برند(شرکت) خواهد بود. هنگامی که یکی از شرکت ها در جهت کسب درآمد برای خود موجب خلق ارزش برای یک مشتری می شود، دیگر درحال ایجاد ارتباط با مشتریان جدید است.

بازاریابی گروه اجتماعی Community Marketing

این تکنیک بازاریابی در خصوص برآوردن نیازها و احتیاجات مشتریان حاضر در یک گروه اجتماعی در یک منطقه جغرافیایی خاص است و با جذب مصرف کنندگان جدید از خارج آن گروه نیز مخالف است.

بازاریابی محتوا Content Marketing

در این مورد، محتوا تولید و در کانال ها و بسترهای متفاوتی منتشر می گردد . این محتوا در جهت ارائه اطلاعاتی در مورد خدمات و محصولات مشخص به مشتری بالقوه و تأثیرگذاری بر آن، بدون استفاده از هیاهوی سنتی فروش و فروشندگی است.

بازاریابی مفهومی Context Marketing

در بازاریابی مفهومی تمرکز بر مشخصات محصول و خدمات نیست، بلکه تمرکز بر ایجاد رابطه و معرفی و تبیین یک سبک زندگی است. بازاریابی مفهومی به معنای انتقال محتوا به افراد مناسب، از کانال مناسب و در زمان مناسب است.

بازاریابی با نمونه رایگان Free Sample Marketing

این نوع بازاریابی شبیه به بازاریابی شبه رایگان نیست، زیرا صرف نظر از آنکه بر ارائه محصول رایگان تکیه دارد، اما این ارائه رایگان در جهت آشنایی مشتری با محصول است. شرکت امیدوار است تا با تأثیر مناسب بر مشتری، او را برای خرید در آینده ترغیب نماید.

بازاریابی پایگاه داده Database Marketing

این بازاریابی با به کارگیری اطلاعات موجود در پایگاه داده مرتبط با مشتریان موجود و یا مشتریان بالقوه در جهت سفارشی نمودن استراتژی ارتباط با مشتری و با به کارگیری آن استراتژی در هرگونه کانال در جهت ترویج محصول یا خدمت اتفاق می افتد.

بازاریابی دیجیتال Digital Marketing

این نوع بازاریابی با به کارگیری تجهیزات دیجیتال مثل تلفن همراه هوشمند، رایانه، تبلت و بیلبوردهای دیجیتال برای مطلع نمودن مشتریان و شرکای تجاری در مورد کالا و خدمات می پردازد. بازاریابی اینترنتی، عنصر کلیدی در بازاریابی دیجیتال است.

بازاریابی مستقیم Direct Marketing

این اصطلاح اشاره به تکنیکی دارد که سازمان از طریق آن به صورت مستقیم با مشتری خویش ارتباط برقرار می نمایند، نظیر: نامه، ایمیل، اس.ام.اس، پوستر و سایر ابزارهای ترویجی.

بازاریابی متنوع Diversity Marketing

هدف از این نوع استراتژی، جلب نظر فرهنگ های گوناگون است. این فرهنگ ها دارای اعتقادات، باورها، انتظارات، سلایق و نیازهایی هستند که باید با در نظر گرفتن این عناوین، یک برنامه بازاریابی اختصاصی برای اثرگذاری بر این دسته از مشتریان هدف تبیین و پایه سازی گردد.

بازاریابی رسانه متقاطع Cross-media Marketing

استفاده از کانال های چندگانه نظیر ایمیل، نامه، صفحات وب و نظیر آن در جهت ارائه اطلاعات در خصوص محصولات و خدمات به مشتری در جریان ترویج متقابلCross-promotion، بکار گرفته می شود. ( تعریف بازاریابی متقابل )

بازاریابی بشارتی Evangelism Marketing

این نوع بازاریابی، شبیه به بازاریابی دهان به دهان است. برای به کارگیری بازاریابی بشارتی، شرکت می بایست میزان مشتریان حامی برند خویش را افزایش دهد، این به دین معناست که این مشتریان ویژگی های محصول یا خدمات را ترویج می دهند و سود شرکت را افزایش خواهند داد.

بازاریابی بدون عوض؛ شبه رایگان Freebie Marketing

در این حالت، محصول را باقیمت بسیار ناچیز فروخته و یا کاملاً رایگان به مشتری ارائه می نمایند. هدف، فروش سایر تجهیزات تکمیل کننده این نوع محصولات یا خدمات در مراحل بعدی به همان مشتری است.

اکوسیستم استارت آپ

 

در این بخش به معرفی مفهوم استارت‌آپ، اکوسیستم استارت‌آپ و عوامل مؤثر در این اکوسیستم می‌پردازیم. همچنین، مرور مختصری بر اهمیت مدیریت اکوسیستم استارت‌آپ خواهیم داشت.

استارت آپ چیست؟

 
استارت ­آپ در کشورها، سازمان­ها و نهادهایی که در این رابطه فعالیت و قانون­ گذاری می­ کنند، متفاوت تعریف شده است و هر جایگاه تصمیم­ گیری، تعریف مختص به خود را ارائه کرده است. بررسی تعاریف مختلف ما را به این نقطه می­ رساند که تعریف پذیرفته شده در نهاد SEP 1 تعریفی مناسب است که به صورت زیر می ­باشد:
 
"Start-up is a temporary organization designed to search for a repeatable and scalable business model. Within this definition, a startup can be a new venture or it can be a new division or business unit in an existing company. 2 "
 

"استارت ­آپ مجموعه­ ای موقتی است که به منظور رسیدن به یک مدل کسب و کار تکرار شدنی و مقیاس ­پذیر، طراحی و ایجاد شده است. بدین ترتیب، استارت­ آپ می ­تواند یک مشارکت کاملا جدید یا یک بخش جدید یا یک دپارتمان اقتصادی جدید در یک شرکت موجود باشد."
جهت درک بهتر لازم است برخی واژگان این تعریف، بسط داده شوند.
مجموعه: منظور از آن هر نوع تشکلی از افراد (یا حتی یک نفر)، ابزارها و روابط بین آنهاست، چه به صورت شرکت ثبت شده باشد چه نشده باشد.
موقت: کار یک استارت‌آپ یافتن سریع مدل کسب و کار مناسب طبق تعریف بالا، در کمترین زمان ممکن است. سرعت و زمان عوامل مهمی در موفقیت یک استارت‌آپ هستند. هر چه یافتن مدل کسب و کار بیشتر طول بکشد، شانس موفقیت رقبا بیشتر خواهد بود.
تکرارپذیر: بدین معنی است که بتوان مدل کسب و کار را که با هدف درآمد زایی ایجاد شده است، بارها و بارها تکرار کرد و به ازای هر تکرار، درآمد افزایش پیدا کند. به عبارت دیگر، محصول یا خدمت ارائه شده قابلیت تولید انبوه داشته باشد.
مقیاس پذیر: بدین معنی است که بتوان مدل کسب و کار را در آینده با افزایش منابع مالی، نیروی انسانی و … توسعه داده و روش های ایجاد، ارائه و کسب ارزش را بهتر، سریعتر و بیشتر کرد.

تکرارپذیری و مقیاس پذیری یک مدل کسب و کار، با خود، امکان رشد را به همراه خواهند آورد. بنابراین، هدف یک استارت آپ، رشد سریع است. این دو مفهوم مهم هستند که سودآوری و ثروتمند شدن را برای شما به ارمغان می آورند.
همچنین، لازم است به مفهوم نهفته عدم قطعیت در تعریف استارت‌آپ‌ها دقت کرد. یک استارت‌آپ، دقیقا نمی داند چه روشی جواب داده و چه روشی جواب نمی‌دهد. به عبارت دیگر، استارت‌آپ‌ها همواره با حوزه‌های ناشناخته و آزمایش و خطا مواجه هستند.
علاوه بر این تعریف، در ادامه سعی می­گردد تا نقاط و عبارات کلیدی تعاریف دیگری که در مورد استارت ­آپ وجود دارد، به تفکیک ذکر گردد.
  نهاد، سازمان و جایگاه تصمیم ­گیری نقاط کلیدی تعریف ارائه شده
۱ آمریکا (سازمان کسب و کارهای کوچک)
  • استارت­ آپ فراتر از یک شرکت نوپا است.
  • لغت استارت­ آپ مرتبط با کسب و کاری است که عموما فناورانه است و قابلیت رشد بالایی دارد.
  • به دلیل بالابودن ریسک سرمایه ­گذاری در استارت ­آپ ­ها، شرکتهای سرمایه­ گذاری به دنبال یافتن استارت­ آپی با بیشترین قابلیت برگشت سرمایه و همچنین کمترین ریسک هستند.
۲ هند (وزارت تجارت و صنعت)
  • هویتی را می­ توان استارت­ آپ نامید که دارای سه ویژگی زیر باشد:
۱ . حداکثر پنج سال از تشکیل/ثبت آن نگذشته باشد.
۲ . گردش مالی سالیانه آن کمتر از ۲۵ کرور روپیه (۲۵۰ میلیون روپیه معادل ۳.۷ میلیون دلار آمریکا) باشد.
۳ . به سمت نوآوری، توسعه، به کارگیری یا تجاری­ سازی محصول، فرآیند یا خدمت فناورانه جدیدی حرکت نماید.
۳ پایگاه Investopedia
  • استارت­ آپ شرکتی تازه تأسیس است که شروع به توسعه کرده است.
  • استارت­ آپ­ ها معمولا کوچک هستند و در ابتدای کار خود، توسط سرمایه ی فرد یا افرادی (بنیان­گذاران)، تأمین مالی می­ شوند.
  • این شرکت­ها به ارائه یک محصول یا خدمتی می­پردازند که در حال حاضر در بازار وجود ندارد.
  • در مراحل اولیه که استارت ­آپ­ ها به توسعه، تست و بازاریابی محصول یا خدمت خود مشغولند، هزینه­ های شرکت­های استارت­ آپ از درآمدهای آنها پیشی می­ گیرد.
  • استارت ­آپ­ ها نرخ شکست بالایی دارند که سرمایه­ گذاران را بر آن می­ دارد که علاوه بر ایده کسب و کار، به تجربه تیم مدیریتی نیز توجه کنند.
4 Business Dictionary
  • مراحل اولیه در چرخه حیات یک شرکت، که کارآفرینان از نقطه ایده اولیه به جایگاه مطمئنی در گردش مالی می­ رسند و پایه و اساس ساختار کسب و کار خود را بنا نهاده و شروع به فعالیت یا تجارت می­ نمایند.
 


 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
لازم به ذکر است استارت‌آپ مفهوم جدیدی نیست و تنها با انقلاب دات‌کام و توسعه حوزه اینترنت و فضای مجازی، شکل و مفهوم جدیدی به خود گرفته است. در کشورهای توسعه یافته بازار استارت‌آپ‌های فناوری به سرعت به اشباع رسید و در نتیجه شرکت‌ها به منظور افزایش سهم خود در بازار از ایجاد استارت‌آپ‌های جدید حمایت کردند. در عین حال، در کشورهای در حال توسعه، بازار هنوز تا اشباع فاصله زیادی دارد و همین شکاف دیجیتالی جذابیت بازار برای راه اندازی استارت‌آپ‌ها را بیشتر می‌کند.
شکل یک، چرخه حیات استارت‌آپ را نشان می‌دهد. همانطور که مشاهده می‌شود، این چرخه از شش مرحله تحقیق، امکان سنجی، توسعه، معرفی، رشد و بلوغ تشکیل شده است. در مرحله اول یعنی تحقیق و امکان سنجی هنوز استارت‌آپ شکل نگرفته است و تنها یک تیم یا یک فرد به ایده پردازی و بررسی شرایط بازار و ایده خود مشغول است. در این مرحله است که ایده پرداز، نیازمند کمک دولتی یا کمک مالی از طرف خویشاوندان یا دوستان خود است. پس از ورود به مرحله توسعه، استارت‌آپ شکل می‌گیرد و سرمایه گذاران شروع به کمک مالی به این استارت‌آپ می‌کنند. باید توجه داشت که در این مراحل خطر سقوط و مرگ استارت‌آپ بسیار جدی است. در سیلیکون ولی سالانه تنها ۱۰ % از استارت‌آپ‌های سرمایه گذاری شده به موفقیت دست می‌‌یابند. این درصد در اکوسیستم استارت‌آپ لندن برابر با ۱۵ % است.
 
چرخه حیات سرمایه
در صورتی که استارت‌آپ بتواند از این مرحله عبور کرده و به مرحله سر به سری هزینه و سود برسد، وارد مرحله رشد شده و سرمایه گذاران مخاطره پذیر یا VCها به آن توجه خواهند کرد. پس از مرحله بلوغ، شرکت به وجود آمده دیگر از استارت‌آپ فاصله گرفته و تبدیل به یک کسب و کار می‌شود. جالب توجه است که طی این مراحل بسته به اکوسیستم‌های مختلف بین 6-10 سال طول می‌ کشد[1].


پانوشت :
۱- Startup Europe Partnership
۲- این تعریف توسط Steve Blank کارآفرین (و استاد دانشگاه) ساکن کالیفرنیا که در سیلیکن ولی به کرات کارآفرینی کرده و با سابقه ۳۰ سال فعالیت در صنایع فناورانه، در حوزه استارت­ آپ و کارآفرینی دارای تئوری می­ باشد، ارائه شده است و در SEP نیز مورد اقبال و پذیرش قرار گرفته است.


منابع :
[1] -
 “اکوسیستم استارتآپ و کارآفرینی,” مرکز ملی فضای مجازی, 1393.

شاخص های ارزیابی مرکز تماس  

The Definitive List of 27 Call Center Metrics and KPIs

مرکز تماس پروماس

 

 

The Definitive List of 27 Call Center Metrics and KPIs
By Swati Sahai
Call centers are an operationally-complex element of your business, but they play a big role in your customers’ experience with your company. So how can you balance the need for operational efficiency with meeting customer expectations? It’s no easy task, but the right mix of call center metrics and KPIs can help you stay the course.

چرا شرکت ها به بازاریابی دیجیتال نیاز دارند؟

 

۱۱ دلیل که چرا کسب و کار های کوچک به بازاریابی دیجیتال نیاز دارند؟

  1. سودآوری

بازاریابی دیجیتال، برخلاف دیگر روش های بازاریابی، گونه ای از خدمات با قیمت و بهای ثابت است که توسط یک نهاد خدمات رسان ارائه و اجرا میشود. به همین دلیل، بازاریابی دیجیتال یک تکنیک بسیار سودآور به شمار می آید؛ زیرا صرف نظر از اینکه در هر ماه چه مقدار سود اکتساب میکنید، ماهانه یک مبلغ ثابت را به شرکت تأمین کننده خواهید پرداخت. استراتژی های بازاریابی دیجیتال، برحسب نیازمندی ها و اقتضاهای کسب و کار شما تنظیم میشوند؛ به گونه ای که در زمان تنظیم استراتژی ها، پارامترهای مختلف نظیر اهداف کاری، بودجه و مخارج مربوط به تبلیغات لحاظ خواهند شد. علاوه بر این موارد، بازاریابی دیجیتال در مقایسه با دیگر تکنیک های بازاریابی سنتی و قدیمی مثل تبلیغات رادیویی و چاپی، تأثیر بیشتری بر افزایش بازده سرمایه دارد.

 

 

2. مزایای اثبات شده و مشهود

تمام بنگاه های کسب و کار فعال در اقصی نقاط جهان، بدین نتیجه رسیده اند که باید بر بازاریابی دیجیتال سرمایه گذاری کنند تا بتوانند بیشترین بهره و سود را از وبسایت های خود اکتساب نمایند. فرض کنید که وبسایت شما، جذاب ترین و سرگرم کننده ترین وبسایت کاری زمان باشد؛ اما اگر بازاریابی دیجیتال شما ضعیف باشد یا اصلاً از تکنیک های بازاریابی دیجیتال استفاده نکنید، هیچکس حتی وبسایت شما را نگاه هم نخواهد کرد! شواهد موجود حاکی از آنند که بازاریابی دیجیتال، قطعاً و حتماً کارآمد است.

 

 

3. رؤیت پذیری و رؤیت ناپذیری

حقیقت امر آن است که در غیاب یک تکنیک کارآمد جهت بازاریابی دیجیتال و افزایش رؤیت پذیری، احتمال آنکه وبسایت شما بتواند در میان رقابت کننده ها متمایز باشد، بسیار اندک خواهد بود. بازاریابی دیجیتال، عامل تمایز و تفاوت میان رؤیت پذیری آنلاین و رؤیت ناپذیری در منظر مشتریان آنلاین میباشد. به رغم آنکه استراتژی های مختلف بازاریابی، مثل بازاریابی ایمیلی، منجر به جذب مشتری و سودآوری میشوند، اما با بازاریابی دیجیتال قابل مقایسه نیستند؛ چراکه بازاریابی دیجیتال، بازده سرمایه به گونه ای بی سابقه و پایدار افزایش خواهد داد.

 

 

4. موبایل محوری

تلفن های همراه و موبایل، دنیا را تحت تصرف خود درآورده اند و عرصه ی کسب و کار و تفریحات را نیز دستخوش تغییرات جدی ساخته اند. کافیست نگاهی به اطراف بیاندازید تا ببینید که تلفن های همراه، تا چه حد برای مصرف کننده ها محبوب و پرکاربرد شده اند. شمار جستجوها از دستگاه های تلفن همراه، بیش از شمار جستجوها از کامپیوترهای رومیزی است. این بدان معناست که وبسایت شما باید برای دستگاه های تلفن همراه بهینه سازی شده باشد؛ زیرا اگر وبسایت شما با دستگاه های تلفن همراه سازگار نباشد (یا اصلاً وبسایت نداشته باشید)، مشتریان به سراغ رقبای شما خواهند رفت.

 

 

5. رقبای بازاری

اگر رقبای شما پیشتر خود را با دنیای دیجیتال وفق داده اند و در نتایج جستجوی گوگل، رنک بالایی را کسب کرده اند، باید بدین نتیجه برسید که دست روی دست گذاشتن هیچ تأثیری بر موفقیت و پیروزی شما بر رقیبان نخواهد داشت. کسب رنک های ۱ الی ۳ (که رویت پذیرترین جایگاه ها در فهرست نتایج جستجو به شمار می آیند)، بسیار دشوار است؛ اما غیرممکن نیست.

 

 

6. اطمینان به ارقام و اعداد

آیا میدانستید وبسایت هایی که رنک های ۱ الی ۳ را در نتایج جستجوی گوگل کسب میکنند، بیش از ۳۳ درصد از احتمال کلیک شدن را به خود اختصاص میدهند؟ افزایش ترافیک سایت و فروش محصول، قطعاً هزینه های ناشی از توسعه ی استراتژی های بازاریابی دیجیتال را توجیه میکنند.

 

 

7. مشتریان شما آنلاین هستند

آیا دلیل اینکه از کاربرد بازاریابی دیجیتال اجتناب می‌کنید اینست که آماده نیستید؟ آیا تصور می‌کنید که نیاز به زمان بیشتری برای توسعه کسب و کارتان دارید و بعد از آن باید از زاویه بازاریابی دیجیتال وارد عمل شوید؟

 

مشکل اصلی این روش آنست که مشتری یا مشتریان بالقوه شما همیشه آنلاین هستند. پس حالا، امروز، یا هر زمان دیگری این احتمال وجود دارد که در جستجویشان با شما برخورد کنند، اما اگر نتوانند شما را به راحتی پیدا کنند، ممکن است با رقبای شما برخورد کنند و آنها را انتخاب کنند.

 

درواقع مردم امروزه به همین روش کارهایشان را انجام می‌دهند. وقتی کسی بدنبال کسب و کار مشابه شماست، که یا به طور کلی مرتبط با کار شما باشد و چه صرفا درمورد برند شما کنجکاو باشد، اولین کاری که انجام می‌دهد، تحقیق و جستجو در اینترنت است تا ببینید چه چیزی در مورد شما پیدا می‌کند. پس انتظار دارند با وب سایت و حضور شما در رسانه‌های اجتماعی مواجه شوند. آنها به دنبال بررسی‌های موجود درمورد شما هستند تا از نظرات دیگران درمورد شرکت شما آشنا شوند و امکان همکاری با کسب و کار شما را بررسی کنند.

اگر مشتری بالقوه نتواند شما را آنلاین پیدا کند، شاید به این نتیجه برسد که کسب و کارتان ارزش سرمایه گذاری ندارد. درنتیجه بسیاری از این مشتریان بالقوه شما را جدی نمی‌گیرند و سریعا سراغ رقبای‌تان می‌روند.

اگر چنین تصمیمی گرفته شود، احتمال برگشت آن وجود نخواهد داشت.

8. رقبای شما آنلاین هستند
برای موفقیت کسب و کارتان، باید به آنچه رقبایتان انجام می‌دهند توجه کنید و از آنها یاد بگیرید. رقبای خود را فقط به عنوان کسی که باید شکستش دهید در نظر نگیرید، از وجود آنها برای یادگیری استفاده کنید.

وقتی به آنچه رقبایتان انجام می‌دهند نگاه کنید، ایده‌های جدیدی از نحوه عملکرد آنها بدست میاورید و متوجه می‌شوید چه باید بکنید و چه نباید بکنید. به احتمال زیاد در هر نوع کسب و کاری که هستید، رقبای شما در صفحات وب حضور دارند. ببینید آنها از چه نوع محتوایی استفاده می‌کنند؟ آیا وبلاگ نویسی دارند یا از تصاویر گرافیکی و ویدیویی استفاده می‌کنند؟

چگونه برندشان را به اشتراک می‌گذارند و چه چیزی آنها را منحصر به فرد کرده است؟ چقدر با مخاطبانشان ارتباط خوبی برقرار کرده‌اند؟ فکر می‌کنید بتوانید بهتر از آنها عمل کنید؟ اگر در رقابت دنیای دیجیتال شرکت نکنید مطمئنا موفق نخواهید شد.

اگر مشتریان بالقوه شما شروع به جستجو کنند و درنهایت رقبایتان را بیابند و نتوانند وب سایت شما را پیدا کنند، مطمئنا شما شانسی برای جلب مشتری نخواهید داشت. مشتریان بالقوه شما چطور بدون پیدا کردن و شناختتان باید بتوانند شما را انتخاب کند. در اینصورت، رقبای شما صرف نظر از اینکه وب سایت موثر و جذابی داشته باشند یا نه در عرصه رقابت از شما جلوتر خواهند بود.

9. برای مشتریانتان در دسترس باشید
در دنیای دیجیتال امروز، اولین جایی که مصرف کننده جستجو می‌کند، جست وجوی آنلاین است. بدنبال هر محصول یا خدماتی که باشند، جستجویشان را از گوگل آغاز می‌کنند. اگر شما هیچ حضور آنلاینی نداشته باشید، نمی‌توانند شما را پیدا کنند، و امکان رقابت برایتان صفر خواهد بود.

اگر حضور آنلاین دارید، اما پیدا کردن رقبای شما آسان‌تر است یا زودتر یافت می‌شوند، باز هم احتمال دستیابی به شما بسیار کم خواهد بود. پس علاوه بر ایجاد وب سایت، یادگیری بهینه سازی موتورهای جستجو هم استراتژی است که به شما در پیشی گرفتن از رقبایتان در جستجوی Google با کلمات کلیدی کمک خواهد کرد.

پاسخ سوالات ساده و متداولی که مشتریان بالقوه شما ممکن است در ذهنشان داشته باشند باید به راحتی بصورت آنلاین قابل مشاهده باشد، مثل محل جغرافیایی، ساعات کاری و تخصص شما. با نگاه کردن به وب سایت شما و وب سایت رقبایتان در کنار هم، مشتری باید بتواند ساعات کاری، قیمت، پیشنهادات ویژه و غیره را مقایسه کند.

به همین دلایل اینکه بدانید رقبایتان چه می‌کنند بسیار ضروری است. مشتریان بالقوه همیشه در حال چک کردن شما و رقبایتان هستند و فعالیت‌هایتان را مقایسه می‌کنند. بنظر خودتان پس از مقایسه چه انتخابی خواهند داشت؟

10. امکان ارتباط مشتری را فراهم کنید
شاید بهتر باشد بازاریابی دیجیتال را به عنوان روشی برای بالا بردن قابلیت دسترسی خودتان برای افرادی که قصد یافتن و دریافت محصولات و خدمات شما را دارند در نظر بگیرید. دامنه کسب و کار شما بسیار فراتر خواهد رفت. اکنون می‌توانید نسبت به حالت تبلیغات محلی توجه مشتریان بیشتری را جذب کنید.

 

با حضور در وب سایت، کسب و کار شما حتی زمانی که بسته است آماده کار خواهد بود. می‌توانید فضایی را ایجاد کنید که در آن مشتریانتان بتوانند در طول روز یا شب با شما در ارتباط مستقیم باشند. یعنی بتوانند براحتی به شما ایمیل بزنند، خرید کنند و فهرست خدمات یا محصولاتتان را مرور کنند. مشتریان بالقوه‌ای که هیچ راهی برای دسترسی فیزیکی به شما ندارند هم باید امکان کار کردن با شما را داشته باشند.

11. شناخت مخاطب مورد نظرتان
بازاریابی دیجیتال به شما امکان همراه شدن و برقراری ارتباط با مشتریان بالقوه را می‌دهد. می‌توانید به تدریج آنها را بشناسید و از خواسته‌هایشان مطلع شوید. در رسانه‌های اجتماعی یا در وبلاگ امکان گفتگوی آنلاین را فراهم کنید. برای شناخت آنها و نیازهایشان بیشتر بررسی کنید. به نظرات و یا پاسخ‌هایشان بیشتر توجه کنید.

با برقراری ارتباط با افراد در دنیای دیجیتال، بزودی متوجه خواهید شد که مشتریانتان به دنبال چه هستند. چه مسئله ای دارند؟ چه چیزی آنها را شب‌ها بیدار نگه می‌دارد؟ چه راه حل‌هایی می‌توانید به آنها پیشنهاد دهید؟ به جای تلاش برای حدس زدن، بازاریابی دیجیتال با ارائه ابزار و روش‌های لازم امکان شناخت مشتریان واقعی‌تان را خواهد داد.

به این ترتیب، شروع به برقراری ارتباط با مشتریتان می‌کنید. فراتر از یک کسب و کار کوچک پیش خواهید رفت. تبدیل به یک شریک مورد اعتماد می‌شوید. مردم نسبت به کسب و کارهایی که قبلا از آنها خرید کرده‌اند، اعتماد بیشتری دارند.

چندین نوع تبلیغات وجود دارد که به اندازه بازاریابی دیجیتال مقرون به صرفه اند. کسب و کارهای کوچک اغلب در تلاشند با توجه به بودجه محدودشان ازطریق آنها وارد عمل شوند. اما در واقع اشکال مختلف بازاریابی دیجیتال به شما امکان نشان دادن نام تجاری‌تان و برقراری ارتباط با تعداد مخاطبان وسیعی را حتی با کمترین بودجه فراهم می‌کند.

در مقایسه با تبلیغات در تلویزیون، رادیو، بیلبورد ویا حتی بروشور، هزینه‌های بازاریابی دیجیتال به میزان قابل توجهی کمتر است و دسترسی شما به مخاطبان بسیار بیشتر است. استفاده از بازاریابی دیجیتال به ترویج کسب و کار کوچکتان کمک خواهد کرد و شانس بیشتر دیده شدن و موفقیت‌تان را افزایش می‌دهند.

چارچوب ارزیابی سازمانی (7 اس مکینزی)

اکثر مدیران و کارآفرینان همواره دغدغه هایی در رابطه با طراحی یک سازمان اثربخش و ارزیابی عملکرد آن دارند در این رابطه در مراحل آغازین و همچنین مراحل مختلف چرخه عمر یک سازمان ، همواره این دو سئوال مطرح است :

چگونه مطمئن شویم  که سازمان را خوب و اثربخش طراحی کرده ایم؟

آیا سازمان ما در عمل از ویژگی های یک سازمان اثربخش برخوردار است؟

تجاری سازی چیست؟

در فرهنگ هریتج،تجاری سازی به معنی “به کارگیری روش های کسب وکار به منظور سود ” آمده است.

اما واژه تجاری سازی بصورت تخصصی در قالب سه دیدگاه متمایز تعریف میشود.

دیدگاه اول نسب به تجاری سازی

دیدگاه اول نظر متخصصانی است که تجاری سازی را به صورت یک زنجیره متصل به هم از خلق ایده تا فروش و به کارگیری فناوری توسط مشتری نهایی در نظر می گیرند. به عنوان مثال گلد اسمیت تجاری سازی را در معنای وسیع کلمه به فرایند توسعه یک کسب و کار از طریق مطالعه امکان سنجی یک ایده و کاربرد آن تا پذیرش آن در بازار اطلاق کرده است. از این دیدگاه، تجاری سازی فرایندی است که فناوری به محصولات اقتصادی موفق تبدیل می شود. در همین راستا، تجاری سازی یک محصول، فرایند توسعه یک محصول از ایده و مفهوم تا پذیرش آن در یک بازار خاص می باشد. تجاری سازی هماهنگی فرایندهای تصمیم گیری فنی و تجاری (و نتایج منبعث از این تصمیمات) است که برای انتقال موفق یک محصول یا خدمت جدید از خلق ایده تا خرید در بازار صورت می گیرد. چارچوب تجاری سازی محصول آرایش اصلی کلیه مراحل جدایی ناپذیر در فرایند توسعه یک محصول را در بر می گیرد. تجاری سازی فرایند انتقال تکنولوژی یا یک مفهوم نوآورانه از مرحله ایده تا بازار است. به عبارت دیگر، تجاری سازی تکنولوژی معمولاً به عنوان فرایند ایجاد محصولی که مناسب برای بازاری خاص با قیمت قابل قبول که می تواند نیازهای بازار را مرتفع سازد، تعریف می شود.

 

 

دیدگاه دوم نسبت به تجاری سازی

متخصصان طرفدار دیدگاه دوم تجاری سازی، آن را مترادف با انتقال تکنولوژی قلمداد کرده اند. به عنوان مثال برخی محققین تجاری سازی تکنولوژی را استانداردسازی عملیات تولید به منظور ارائه و انتقال دانش به سایرین دانسته و آن را انتقال دانش و تکنولوژی از یک فرد یا گروه به فرد یا گروه دیگری به منظور استفاده از آن در نظام، فرایند، محصول و یا یک روش انجام کار تعریف کرده است. از این دیدگاه تنها تکنولوژی از مرکز تحقیقاتی به صنایع موجود یا کسب و کارهای جدید انتقال می یابد.

 

 

دیدگاه سوم نسبت به تجاری سازی

 دیدگاه سوم به متخصصان حوزه بازاریابی و یا توسعه محصول جدید در شرکت ها اختصاص دارد. این متخصصان تجاری سازی را آخرین فعالیت چرخه توسعه محصول جدید قلمداد میکنند. از معروف ترین افراد طرفدار این دیدگاه، میتوان به فیلیپ کاتلر اشاره نمود. از دیدگاه کاتلر تجاری سازی فرایندی است که آخرین مرحله از مراحل 8 گانه فرایند توسعه محصول جدید را شامل میشود. از این دیدگاه ایده تولید محصول جدید از مراحل مختلف عبور کرده و در طی این مراحل شرکت بررسی می کند که این ایده باید بیشتر توسعه یابد یا اینکه فرایند توسعه آن متوقف شود. اما در مرحله تجاری سازی، محصول برای ورود به بازار آماده می گردد. در این مرحله مدیریت شرکت باید تصمیم بگیرد که چه زمانی، کجا، به چه کسی و چگونه محصول را معرفی نماید.


با توجه به تعاریف فوق می توان تجاری سازی فناوری را به شایستگی استفاده از فناوری در محصولات در سرتاسر طیف وسیعی از بازارها و رساندن سریع تر محصولات به بازار مورد نظر معرفی نمود. به‌ عنوان یک مفهوم جامع، تجاری‌سازی شامل مجموعه ای از فعالیت‌ها می‌شود که قادر به کسب ایده‌های تجاری‌سازی فناوری، به مرحله رشد رساندن آن‌ها، توسعه فناوری تحقیق یافته تحقیقاتی، ساخت نمونه اولیه با استفاده از فناوری‌های توسعه‌یافته، توسعه فرایند جدید یا بهینه‌سازی فرایندهای موجود عرضه محصول به بازار، ایجاد موقعیت فروش و ایجاد زیرساخت‌های جدید است.

 

 

تفکر استراتژیک چیست و چرا سنجش تفکر استراتژیک مهم است؟

تفکر استراتژیک به عنوان «یک توانایی فردی برای تفکر مفهومی، تخیلی، سیستمی و فرصت‌طلبانه برای رسیدن به موفقیت در آینده» تعریف شده است.  

هر نوع تفکری توسط ذهن یا به طور خاص مغز اداره می‌شود. عقل سلیم می‌گوید که هر کدام از ما (حتی کسانی که از نظر ژنتیکی همسان هستند) به شکل متفاوتی فکر می‌کنیم و واکنش‌های متفاوتی در برخورد با جهان اطراف‌مان داریم.

 Marketing as a Service

"The outsourcing of marketing activities is catching on; in fact, in a recent poll of marketing executives, 53 percent reported plans to outsource most of their marketing activities. The benefits to business include cost savings and improved quality."

Gail J. McGovern, Harvard Business School

آمار بازدید سایت

ما 24 مهمان و بدون عضو آنلاین داریم

Back to top